1. یه 4 روزی می شه که بعد از حدودا دوسال که دف گرامی رو به دلایلی جمعش کرده بودم دوباره دستش گرفتم. هر چند تا حدودی میشه گفت یه سری از آموزششاش یادم رفته ولی خب با تمرین داره کم کم مثل قبل میشه.(تو چشمای اعضای خانواده وقتی می خوام دف بزنم یه التماس عجیبی می بینم که انگار میگن: نونت نبود آبت نبود بعد از دوسال دف زدنت چی بود! از بس که زیبا می نوازم.)

2. قبول دارین هر چی سنت بالاتر می ره اعتیادت به یه سری کارتونا بیشتر میشه مثلا همین باب اسفنجی، آدمو روانی می کنه با کاراش.
3. چرا هر موقع منتظر یه خبر یا اتفاق تو زندگیتی زمان دیرتر می گذره؟!
اصلا انگار به پای زمان وزنه وصله و جلو نمی ره!
4. و در آخر، تو رو جان عزیزانمون یکم حواسمون به رانندگی هامون باشه. غم انگیز نیست که به خاطر یه سفر تفریحی یا کاری یا به هر علت دیگه ای دل به جاده بزنی بعد خدای نکرده اون سفر منجر به فوت خودمون یا عزیزانمون بشه؟ سیستم ماشینامون خیلی ایمنی نیستن درست، جاده ها هم مشکلات خودشونو دارن اونم درست، ولی خب انصافا ما هم اونجور که باید رانندگی نمی کنیم. بیایم فقط یه لحظه فکر کنیم به آمار تصادفات هر ساله که منجر به مرگ و میر یا نقص عضو میشه، واقعا چرا با جون خودمون و عزیزانمون بازی می کنیم؟!
ما را در سایت زلزله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112