40

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

40

یه لحظه چشماتو ببند و تصور کن وسط یه تشک رینگ بوکسی و حریف داره اون وسط می تازونه و مدام مشتای پشت سر هم می زنه و این وسط تو تنها کاری که از دستت بر می یاد زدن چند تا مشت تو خالی و بعد خوردن مشتای پی در پی حریف تو صورتت و پخش زمین شدنت... چشماتو که باز می کنی یه تصویر گنگ و مبهم از از داوری می بینی که صدای شماره معکوسش تو گوشت وز وز می کنه و کری خوندنای پشت سر هم حریف... با کلی تلو تلو خوردن از جات پا میشی که حریف مهلت نفس کشیدن بهت نمیده وبا مشت بعدیش خون از دماغ و دهنت بیرون می زنه و این دفعه خودت میدونی که این افتادن بلند شدنی در کار نداره...
استپ! چشماتو باز کن عزیز من، می دونی چی می خوام بگم؟ بعضی وقتا زندگی هم داره همین کارو باهات می کنه تا می یای یکم سرپا شی مشت بعدیشو محکم تر تو صورتت می کوبه و هر چقدرم که تو تمام توانتو به کار بگیری و به جنگش بری تهش مشتشو بهت نشون میده... نمی خوام ناامیدت کنم می خوام بگم از این لحظه های کشنده زیاده یا حداقل واسه ی منو تویی که تو قشر مردم عادی جامعه زندگی می کنیم زیاده پس یه جاهایی اگه دیدی زورش داره بهت می چربه نفس کشیدنو از خودت دریغ نکن این لعنتی نه دلش به حال من می سوزه نه تو نه هیچ کس دیگه ای... خودت یه جاهایی به خودت مهلت نفس کشیدن بده می دونم وقتی دست بیخ گلوت بذاره و برنداره یعنی چی می فهمم تمام عمر دویدن و نرسیدن یعنی چی، می فهممو گاهی وقتا می خوام خودمو به نفهمی بزنم ولی نمی شه که نمی شه، ولی با تمام این حرفا، خودت خودتو یادت نره عزیز دل... بذار حتی اگه بازنده هم از اون رینگ بوکس بیرون اومدی تهش با خودت روراست باشی و بدونی که تموم تلاشتو کردی.
برچسبها: دل نوشته, حرف دل

+ نوشته شده در شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ساعت 17:38 توسط مسیحا |


زلزله...

ما را در سایت زلزله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 10:27

صفحه بندی